شمس الدين محمد بن محمود آملي
339
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
نتوان شكست چه اگر بر سندان نهند و خايسك بر زنند بر خايسك نشيند اما چون در سرب نهند و خايسك بر او زنند بشكند ، و او را چون بنفس گرم كنند و آب سرد برو ريزند اگر سفيد و نيكو بيرون آيد نيك باشد ، و اگر بر كنارهاى او موم نهند و در مقابله آفتاب بدارند و رنگى مانند قوس و قزح بيرون آيد هم نيك بود . و آنچه ازو نيك باشد قيمت او به قيمت ياقوت سرخ نزديك بود . و از خواص او آنست كه اگر او را سوده با داروهاى ديگر بر دندان كنند رنگهاى بد از دندان زايل كند و اگر با داروهاى ديگر بر اندام ريزند ريش كند و بسوزاند و اگر او را بر سر مثقب نشانند بدان سنگهاى سخت را سوراخ كنند . فيروزه - معدن او بخراسان بود در كوهى ميان نيشابور و طوس و در تركستان و بحدود تبت و بحدود ايلاق و غزنين و كرمان نيز فيروزه باشد اما نيك نباشد و بهترين او نيشابورى بود ، و ابو اسحقى بهتر از همه باشد و بعضى از هريرا بر بو اسحقى تقديم نهند و بعد از آن شير فام كه آن را سليمانى خوانند پس زرگون كه برو نقطههاى زرد باشد پس آسمان گون و بعضى آن را خاكى نيز خوانند و آنچه سفيد رنك و زرد فام بود بدترين همه باشد و ممسوح او بهتر بود و بعضى پيكانيرا كه طولانى بود بهتر دانند ، و پيش از اين ازو پارهاى بزرگ يافتهاند كه از آن ظروف ساختهاند . چنانچه در تاريخ سلجوقيان آوردهاند كه سلطان الب ارسلان چون پارس را بگشود از قلعه اصطخر قدحى فيروزه پيش او آوردند كه دو من مشك و عنبر در او ميگنجيد و نام جمشيد به خط قديم بر آنجا نوشته بود اما اكنون امثال اين جائى نشان نميدهند و عيب فيروزه آنست كه اكثر او با سنگ و خاك آميخته باشد و خالص يكرنك و نيكو كم اتفاق افتد